
دیکتاتور تویی... در هولوکاست امیدهایی نا امید پاسخ عشق خمپاره نیست... دیکتاتور تویی و این اخرین شعرم به پای توست... بگذار فوران کند بغضی که یک عمر فرو می بردم... گرچه در جریان است رودی از ناگفته هایم... شور من در انحلال و مرگ من دیگر محال است... باز دیکتاتور خواهی بود و غمِ شعرهایم باتو... واگر عشق انقلابی تازه باشد... دیکتاتور من خواهم بود وقتی تنها ترا خواستم ...
ادامه مطلب
شب هنگام خیال,ت چون مهاجمی انتحاری خاموش و پاورچین می رسد اما چگونه به تصویرت می کشند واژگانی منهدم در حضور خاطراتی گمشده......
ادامه مطلب
در هولوکاست امیدهایی نا امید پاسخ عشق خمپاره نیست... دیکتاتور تویی و این اخرین شعرم به پای توست... بگذار فوران کند بغضی که یک عمر فرو می بردم... گرچه در جریان است رودی از ناگفته هایم... شور من در انحلال و مرگ من دیگر محال است... باز دیکتاتور خواهی بود و غمِ شعرهایم باتو... واگر عشق انقلابی تازه باشد... دیکتاتور من خواهم بود وقتی تنها ترا خواستم ...
ادامه مطلب
تو کجا بودی؟؟ در هجوم اندوهی کز نبود تو بود... وقتی که دل از شراره های غمت سرود ان دم که سراب صدایت سکوت مبهمم ربود... من شبم را از سیاهی چشمان تو ساختم در سلطه ی بی امان ابر بر اسمانم... تو کجا بودی؟؟ تو کجا بودی که کمین کردند رقیبان به شکار دل من... نبودن ها اتش کشید برپیکر هر رویا از...
ادامه مطلب
مطلب زیر را از یک سایت کپی برداری کردم به امید اگاهی جامعه یه قشری تو جامعه هستن که از مزایای درجه اولی برخوردار هستند. حق کار اول با این بچه هاست ،تو دانشگاه ها حق اول با اوناست ،و ...... الی ماشالا.... اینا کسایی هستند. که همشون یه جوری ربط به خانواده شهدا دارن ... یا فرزند یا خواهر یا برادر ...
ادامه مطلب
دله که رندونی یه خواهشه هنوزم دنبال نیم نگاهشه ائنی که نمک به زخم دل زده هواییه این سردیام از اهشه راهشه باید اونم تنها بشه سخته اما تاوان گناهشه باید که به سیم اخر بزنه جدایی این راه تباهشه...
ادامه مطلب
دوباره من دوباره تو دوباره عشق... دوباره قلب خسته ای که هر نفس به یاد توست و این زمین و ان زمان که میخواند دوباره من دوباره تو و افتابی که هر نفس رکوع وسجده من است که هر بهار تازه را می راند از بغض و هوس دوباره من دوباره تو و این کویر... که قبله وجودماست که این سراب و ماسه ها تجلی وجودت است دوباره من ونامه ها که رفته اند به دست باد و ان نگاه یآس تو که ساخته دیوار وغبار... شعر منتشر شده متعلق به سال 86 می باشد 17 سالگی من...
ادامه مطلب
دانلود اهنگ نمیاد از کیوان داوودی پیــــشنهاد میــــکنم دانلـــــــودش کنیـــد نمیاد اونیـــــــکه دلم میــــــخواد نمیاد اونیـــــکه رفته به بـــــــاد نمیـــاد اونیـــکه عمــــــر منــه نمیاد اونیــــــــــکه دل میـــکنه دوباره دلم میخواد ببینمش سرمو روی شونه هاش بذارم از چشام قطره ی اشکی نمیاد نکنه دیگه دوســــش ندارم کاش میشد عشقمو بـاور بــکنه اونیکه منو هرگز نمیخواد نمیاد تموم عمــــــرم نمیــــاد نمیاد دیــگه هیچــــوقت نمیاد شعر من زمــزمه یه خواهــشه آرزوم دیـدن روی ماهــــــشه میون غربــت ایــن فاصــله ها قلب من ...
ادامه مطلب
متن آهنگ فرزاد فرومند به نام دروغ محض تکست آهنگ دروغ محض فرزاد فرومند اینکه میگم دوست دارم … اینکه میگم تو رو می خوام اینکه میگم هر جا بری تا اخرش باهات مییام اینکه میگم عاشقتم … من تا همیشه باهاتم اینکه میگم پیشم بمون … چه توی شادی چه تو غم دروغ محض به خدا ,من دیگه دوست ندارم اسم تورو روی لبم از روی عادت مییارم دروغ محض به خدا … من دیگه دوست ندارم تو یکی از همین روزا میرمو تنهات میزارم از بازیای روزگار فرهاد تو بی تیشه شد پنجره ی شکستمو چند روزی که شیشه شد ..از بازیای روزگار فرهاد تو بی تیشه شد پنجره ی شکستمو چند روزی که شیشه شد اینکه میگم دوست...
ادامه مطلب
یکی از اشعار قدیمی من تقدیم به متولدین دی ماه سیاهی نم نمک اغاز می گشت پس از یلدا دمی ارام می شد... نسیم اما بی تاب و دلتنگ... و برف بر تن خاک قصه ها داشت ترا اغوش شب در دشت اهو شب میلاد تو قصه نوشتند جهانی درحسرت چشمانت اما دل تو در پی چشمان مسموم و تا سر وا کنی از سر این درد دل عاشقهم نفس باخاک یابی کز امروز تا هشت دی ماه دلم خاموش چون صخره از موج همه سو شرق و غرب و راه فرعی به سوی نام تو میخکوب گشته ببند اذین که دی ماهی بماند بر غروب خونین همنفس باش......
ادامه مطلب
چشم بسته بس که رفته ای ... این راه را بدون من... باید که باورت شود... باچشم باز خواهم گذشت باید که در تو گم کنم ان قصه که پیدا نشد گر لاله زار ساختم از پاره های عشق تو... افسون افسوس من است که دست باد سپرده ام هر انچه که به بید گفت... باید چشمی برهم زنم تا که ترا پر ندهم.... ...
ادامه مطلب
گفتی که نه مستی و نه هشیار بنویس به این راه نبودم سزاوار *** نوشتم دیدار امیدپشت دیوار محکوم به جنون زیر اوار دست دلم نمی رسد به کویش رفت خزان انگار نه انگار بهار کلبه ی احزان دلم اباد و ... هر شب از پس شبی است و تکرار دیگر ابی نیست و اهی نیست کورسویی مونس هر شب تار اشفته ام از راه بی پایان و دلی که هر دم از غم ها سرشار فرصت ارزو هم با من نیست فرصت جنون ماند وفادار...
ادامه مطلب
رد پامون روی برفها فکر کردم تا ابد می مونه اونی که عاشق عشقه قصه رو با من میخونه توی دستم نقش دستش توی سینه یاد عشقش تنها یادگاری اون نامه های بی نشونه البوم عکس قدیمی حرفای خیلی صمیمی صدای تنفس عشق توی سینه که می دونه... صدای مرغهای دریا نه یه خواب بود و نه رویا مثل یک احساس صادق تو وجودم زد جوونه رد پامون روی برفها فکر کردم تا ابد میمونه اونی که طلوع تازه است تا غروب من میمونه... ...
ادامه مطلب
امشب از حال و هوایت شوری در من نیست پُری از رفتن... خالی از ارزو ها... راهت را باز کرده ام فکرت اما مسدود حوادث شده و.. شوق پروازم نیست دل تو خواب زمستانی هنوز... باورم نیست کوچ پرستو در بهار ... امشب از رفتن توبغضی ماند خاطرات چون لاله ها زیر پایت له شدند... کوله باری خستگی نفس هایی در تبعید ساعت های در خواب پس از این یادگاری اند... راهت باز است... تو چرا ایستادی... اگر اشکم لالایی ات شود... اب چشمت را می بوسد خواب از سرت رفت چون عشق دیروزمان... کتاب را میبندم که کلاغ قصه رسید و نرسیدیم به هم... از همین نگاه اخر فانوس راهت را ساخته ام... جاده چشم به راه تو... فانوست مردٌد ا...
ادامه مطلب
گله ای نیست اگر جای دگر مهمانی مدیون زمین و شب چراغ اسمانی بهار شکفتی با دل اینه ی من امروز لالایی این خواب زمستانی گو نبارد اه و افسوس بر ما تو مسافر ی واینجا نمی مانی خاطرت جمع باشد از این فاصله ها حقیقت دل است و صد پریشانی پرچین باز دیوار چین شد و دردی نیست ما که دیدیم خط و چین ها به پیشانی پس کشیدی از ویرانکده که ساختی سرنهاد بعد تو دنیا به ویرانی بگذر از رویا که تصویری ندارد تعبیر کابوس است اما نمی دانی ...
ادامه مطلب