شام شیما

متن مرتبط با «شب میلاد تو ای یار مرا» در سایت شام شیما نوشته شده است

دیکتاتور تویی

  • نیلوبلاگ

    دیکتاتور تویی... در هولوکاست امیدهایی نا امید پاسخ عشق خمپاره نیست... دیکتاتور تویی و این اخرین شعرم به پای توست... بگذار فوران کند بغضی که یک عمر فرو می بردم... گرچه در جریان است رودی از ناگفته هایم... شور من در انحلال و مرگ من دیگر محال است... باز دیکتاتور خواهی بود و غمِ شعرهایم باتو... واگر عشق انقلابی تازه باشد... دیکتاتور من خواهم بود وقتی تنها ترا خواستم ...

    ادامه مطلب
  • بهترین فیلمهایی که دیدم

  • نیلوبلاگ

    شیما رحیمی دانشجوی ارشد ژئوشیمی دانشگاه شیرازتو هم می پرسی چرا شیماتوضیح معنای شیماشیما(ریشه عربی) در فارسی به معنی دختر خالداراست. خال در زبان ادبیات فارسی به معنای نشان و استعاره از زیبایی است و زمانی که به فرد نسبت داده شود نشانهدار معنی میشود، یعنی زن زیبا و نشانه دار. شیما اسم خواهر...

    ادامه مطلب
  • خیال تو

  • نیلوبلاگ

    شب هنگام خیال,ت چون مهاجمی انتحاری خاموش و پاورچین می رسد اما چگونه به تصویرت می کشند واژگانی منهدم در حضور خاطراتی گمشده......

    ادامه مطلب
  • دیکتاتور تویی...

  • نیلوبلاگ

    در هولوکاست امیدهایی نا امید پاسخ عشق خمپاره نیست... دیکتاتور تویی و این اخرین شعرم به پای توست... بگذار فوران کند بغضی که یک عمر فرو می بردم... گرچه در جریان است رودی از ناگفته هایم... شور من در انحلال و مرگ من دیگر محال است... باز دیکتاتور خواهی بود و غمِ شعرهایم باتو... واگر عشق انقلابی تازه باشد... دیکتاتور من خواهم بود وقتی تنها ترا خواستم ...

    ادامه مطلب
  • ترانه ای برای x

  • نیلوبلاگ

    دیگه تو چشمای خسته ات رنگی جز شب نمیبینمنمیشه از باغ نگاهت گل رویا رو بچینم دیگه حتی وقت غربت با تو اشنا نمیشم صدای سکوت و میخام اما از یادت نمی رم دنیا خیلی کوچیکه تازه به حرفت رسیدم اول جاده بریدم اخرش باز تورودیدم باید یه جا خلاصه شه درد دلای م...

    ادامه مطلب
  • یلدای عشق

  • نیلوبلاگ

    در قلب من در میزنندگویی مهمان امده با گیسوان رنگ شب اری یلدا امده در شام تاریک دلش گر شمع چو من خاموش بود اینک در این بی انتها با چشمانی اذری با رختی رنگ برگ در میعاد یلدای عشق چون ایمان به اغاز فصل سرد ...

    ادامه مطلب
  • تو کجا بودی؟؟

  • نیلوبلاگ

    تو کجا بودی؟؟ در هجوم اندوهی کز نبود تو بود... وقتی که دل از شراره های غمت سرود ان دم که سراب صدایت سکوت مبهمم ربود... من شبم را از سیاهی چشمان تو ساختم در سلطه ی بی امان ابر بر اسمانم... تو کجا بودی؟؟ تو کجا بودی که کمین کردند رقیبان به شکار دل من... نبودن ها اتش کشید برپیکر هر رویا از...

    ادامه مطلب
  • ایست...

  • نیلوبلاگ

    شیما رحیمیدانشجوی ارشد ژئوشیمی دانشگاه شیرازتو هم می پرسی چرا شیماتوضیح معنای شیماشیما(ریشه عربی) در فارسی به معنی دختر خالداراست. خال در زبان ادبیات فارسی به معنای نشان و استعاره از زیبایی است و زمانی که به فرد نسبت داده شود نشانهدار معنی میشود، یعنی زن زیبا و نشانه دار. شیما اسم خواهر رضاعی محمد...

    ادامه مطلب
  • اینک مسافرم...

  • نیلوبلاگ

    شانه خالی کرده دل... پشت نقاب یأس از آتشی که بود چون خواب پنجره بی رقص پرده ها تواز دلم بخوان سُکان اگر شکست حرفی به گِل نشست اینک مسافرم ... از شهر چشم تو.. از فال قهوه ات بی عطر سرد عشق... با خاطراتی گم شده... ...

    ادامه مطلب
  • جدایی

  • نیلوبلاگ

    دله که رندونی یه خواهشه هنوزم دنبال نیم نگاهشه ائنی که نمک به زخم دل زده هواییه این سردیام از اهشه راهشه باید اونم تنها بشه سخته اما تاوان گناهشه باید که به سیم اخر بزنه جدایی این راه تباهشه...

    ادامه مطلب
  • شعر دوباره من دوباره تو...

  • نیلوبلاگ

    دوباره من دوباره تو دوباره عشق... دوباره قلب خسته ای که هر نفس به یاد توست و این زمین و ان زمان که میخواند دوباره من دوباره تو و افتابی که هر نفس رکوع وسجده من است که هر بهار تازه را می راند از بغض و هوس دوباره من دوباره تو و این کویر... که قبله وجودماست که این سراب و ماسه ها تجلی وجودت است دوباره من ونامه ها که رفته اند به دست باد و ان نگاه یآس تو که ساخته دیوار وغبار... شعر منتشر شده متعلق به سال 86 می باشد 17 سالگی من...

    ادامه مطلب
  • شب میلاد تو

  • نیلوبلاگ

    یکی از اشعار قدیمی من تقدیم به متولدین دی ماه سیاهی نم نمک اغاز می گشت پس از یلدا دمی ارام می شد... نسیم اما بی تاب و دلتنگ... و برف بر تن خاک قصه ها داشت ترا اغوش شب در دشت اهو شب میلاد تو قصه نوشتند جهانی درحسرت چشمانت اما دل تو در پی چشمان مسموم و تا سر وا کنی از سر این درد دل عاشقهم نفس باخاک یابی کز امروز تا هشت دی ماه دلم خاموش چون صخره از موج همه سو شرق و غرب و راه فرعی به سوی نام تو میخکوب گشته ببند اذین که دی ماهی بماند بر غروب خونین همنفس باش......

    ادامه مطلب
  • شعر امشب از حال وهوایت شوری در من نیست...

  • نیلوبلاگ

    امشب از حال و هوایت شوری در من نیست پُری از رفتن... خالی از ارزو ها... راهت را باز کرده ام فکرت اما مسدود حوادث شده و.. شوق پروازم نیست دل تو خواب زمستانی هنوز... باورم نیست کوچ پرستو در بهار ... امشب از رفتن توبغضی ماند خاطرات چون لاله ها زیر پایت له شدند... کوله باری خستگی نفس هایی در تبعید ساعت های در خواب پس از این یادگاری اند... راهت باز است... تو چرا ایستادی... اگر اشکم لالایی ات شود... اب چشمت را می بوسد خواب از سرت رفت چون عشق دیروزمان... کتاب را میبندم که کلاغ قصه رسید و نرسیدیم به هم... از همین نگاه اخر فانوس راهت را ساخته ام... جاده چشم به راه تو... فانوست مردٌد ا...

    ادامه مطلب
  • امروز لالایی این خواب زمستانی...

  • نیلوبلاگ

    گله ای نیست اگر جای دگر مهمانی مدیون زمین و شب چراغ اسمانی بهار شکفتی با دل اینه ی من امروز لالایی این خواب زمستانی گو نبارد اه و افسوس بر ما تو مسافر ی واینجا نمی مانی خاطرت جمع باشد از این فاصله ها حقیقت دل است و صد پریشانی پرچین باز دیوار چین شد و دردی نیست ما که دیدیم خط و چین ها به پیشانی پس کشیدی از ویرانکده که ساختی سرنهاد بعد تو دنیا به ویرانی بگذر از رویا که تصویری ندارد تعبیر کابوس است اما نمی دانی ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    جدایی نادر از سیمین | جدایی ناپذیر | جدایی بحرین از ایران | جدایی عاشقانه | جدایی افغانستان از ایران | جدایی طلبان آذربایجان | جدایی آذربایجان از ایران | جدایی جولی و پیت | جدایی صبا راد | شب میلاد تو